ميرزا محمد حيدر دوغلات

616

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ملازمت خان باشند و دو هزار كس با بنده . خان از آن سه هزار كس ، هزار كس در ملازمت خود نگاه داشت و متوجه بالتى شد و چهار هزار كس را با بنده مصحوب گردانيده به صوب كشمير روان كرد . امير دايم على كه نام او در ذكر يسال كاشغر مذكور شده است ، ديگر بابا ساريق ميرزا و چند ديگر از معتبران خواص همراه كرده روان ساخت . « 1 » ذكر آنچه خان را در بالتى واقع شده است خان در اواخر ميزان 838 [ به ] بالتى درآمد . از رؤسا بالتى بهرام‌جو ، « 2 » 839 طوق اطاعت را در گردن انقياد گرفته به سعات پاى بوس سرير خلافت مصير مبادرت نموده ديگر تمام « 3 » جويان بالتى تمرد و طغيان كه شيمه كفره و عدوان بود پيش گرفتند . به قلاوزى 840 بهرام‌جو ، اول مرتبه قلعه شكار « 4 » 841 كه دار الملك تمام بالتى است در حمله اول فتح كردند و رجال ايشان علف حسام خون آشام لشكر سعادت انجام شد و نسا و صغاير ايشان مع اموال غنيمت روزگار فرخنده آثار عساكر منصوره گشت . ديگر هرجا كه در آن كوهستان دستى رسيدى تقصيرى نرفتى و هرجا كه قلاع و دره محكم بود كه دست حوادث از گريبان آن كوتاه بود بماند . 842 و از جهت كثرت برف از طرف كشمير در آن زمستان هيچ خبر نرفت و كفره مترددين از جهت مصلحت خود و خبث جبلى ، اخبار غير ( 298 پ ) واقع نقل مىكردند . از اين جهت خان ، بلكه تمام لشكر كه در ملازمت بودند مغموم و مهموم مىبوده‌اند تا در اواخر زمستان مسارعان كه از كشمير فرستاده شده بود اخبار فتح را رسانيدند . آن همه هموم و غموم با بهجت و سرور مبدل شده است و تمام خلايق به شكر ايزد تعالى رطب اللسان گشته آيت الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ 843 را ورد زبان ساخته‌اند . در اوايل بهار از بالتى مراجعت نموده‌اند اما مهم نوبره كه بنده سامان نموده بودم و به خان سپرده ، آن ولايت را خان به عهدهء امير قنبر كوكلداش كه نام وى نيز در يسال 844

--> ( 1 ) . نگ : + فصل هشتاد و پنجم . ( 2 ) . نگ : چو . ( 3 ) . نگ : انقياد گرفته و به خدمت خان رسيد ديگر تمام . ( 4 ) . نگ : شگار .